*وقتي جوراب پاته، حتما دمپايي دستشويي خيسه
*اگه سال تا سال يه قرون تو جيبت نباشه مامان و بابات نمي فهمند، کافي يه
نخ سيگار تو جيبت باشه همه ميفهمن!
*موقع فوتبال نگاه کردن هشتاد دقيقه ميشيني چش تو چش تلويزيون هيچ اتفاقي
نمي افته، يه دقيقه ميري دستشويي، مياي ميبيني بازي 2-2 تموم شده!
*هرچقدر هم دليل منطقي واسه خريد يه چيز داشته باشي، هميشه يکي اون
نزديکي ها هست که بگه سرت کلاه گذاشتن عجيب!
*وقتي پياده باشي تاکسي گيرت نمي آد، اما وقتي با ماشين باشي توي ترافيکي
از تاکسي ها گير مي کني.
*هروقت گرسنه مياي خونه، اون شب اتفاقي غذا ندارين. اما يه شب که بيرون
غذا مي خوري وقتي مياي خونه مي بيني غذاي مورد علاقت رو درست کردن.
*تو يه ظرف آجيل اولين چيزي که مي خوري يه بادوم تلخه.
*موقع درس خوندن پرزهاي موکت هم واسه آدم جذاب مي شه. دوست داري ساعت ها
بشيني بهشون نگاه کني.
*سر جلسه به دوستت که هيچي نخونده کل سوال ها رو برسوني و برگه هاتون با
هم مو نزنه، نمره اون بيشتر مي شه. اين از قوانين ثابت مورفي هستش، شک
نکن!
ادامه مطلب
تو اگر سخت به من میگیری،
با خبر باش که پژمردن من آسان نیست،
گرچه دلگیرتر از دیروزم،
گر چه فردای غم انگیز مرا میخواند،
لیک باور دارم دلخوشیها کم نیست
زندگی باید کرد...!
**مطلب زیر برگرفته از وبلاگ گروه تحقیقی سوادکوه میباشد:**
نژاد مردم مازنداران به کجا شباهت بیشتری دارد؟
ادامه مطلب
شاید ناشی از صفت خود خواهی باشد!
ولی خیال میکنم یا نباید کاری را انجام دهم
یا اگر کردم باید آنرا در سطح خوب و حتی الامکان منحصر بفرد انجام بدهم ...."
کیومرث صابری فومنی (گل آقا)
آدم هاي ساده را دوست دارم ...
همان ها که بدي هيچ کس را باور ندارند!!!
همان ها که براي همه لبخند دارند...
همان ها که هميشه هستند، براي همه هستند...
آدمهاي ساده را بايد مثل يک تابلوي نقاشي ساعت ها تماشا کرد؛ ...
عمرشان کوتاه است ! بس که هر کسي از راه مي رسد يا ازشان سوءاستفاده مي کند يا زمينشان ميزند يا درس ساده نبودن بهشان مي دهد
آدم هاي ساده را دوست دارم چون بوي ناب “ آدم” مي دهند...
گه از این سوی کشندم ، گه از آن سوی کشندم
نفسی آتش سوزان ، نفسی سیل گریزان
ز چه اصلم ؟ ز چه فصلم ؟ ز چه بازار خرندم ؟
نفسی رهزن و غولم ، نفسی تند وملولم
نفسی زین دو برونم ، گه بر آن بام بلندم
اگر قصد عاشقي داريد
عاشق همان شويد که هست
نه عاشق بتي که قرار است از او بسازيد . . .
نیا نیا گل نرگس
نیا نیا گل نرگس جهان که جای تو نیست
دوصد ترانه به لبها یکی برای تو نیست
نیا نیا گل نرگس که در زلال دلی
هزار آیینه نقش و یکی ز خال تو نیست
نیا نیا گل نرگس به آسمان سوگند
قسم به نام و نهادت دلی برای تو نیست
نیا نیا گل نرگس بدان و آگاه باش
که جای سجده گه ما هنوز مال تو نیست
نیا نیا گل نرگس به مجلس ندبه
که ندبه ندبه خرقه است پایگاه تو نیست
نیا نیا گل نرگس دعای عهد کجاست
نه این نماز جماعت به اقتدای تو نیست
نیا نیا گل نرگس به جان تشنه عشق
دعا دعای ظهور است ولی برای تو نیست
نیا نیا گل نرگس که چون علی تنها
به فجر صبح ظهورت کسی کسی کنار تو نیست
نیا نیا گل نرگس نیا به دعوت ما
هزار نامه کوفی یکی برای تو نیست
ادامه مطلب
داستان پندآمیز " افسانه خارپشت "
در عصر یخبندان بسیاری از حیوانات یخ زدند و مردند.
خارپشتها وخامت اوضاع رادریافتند تصمیم گرفتند دورهم جمع شوند و بدین ترتیب
همدیگررا حفظ کنند.
وقتی نزدیکتر بودند گرمتر میشدند ولی خارهایشان یکدیگررا زخمی میکرد بخاطر همین
تصمیم گرفتند ازهم دور شوند ولی بهمین دلیل از سرما یخ زده میمردند.
ازاینرو مجبور بودند برگزینند یا خارهای دوستان را تحمل کنند، یا نسلشان از روی
زمین بر کنده شود.
دریافتند که باز گردند و گردهم آیند. آموختند که، با زخم های کوچکی که همزیستی
با کسی بسیار نزدیک بوجود می آورد، زندگی کنند چون گرمای وجود دیگری مهمتراست.
و این چنین توانستند زنده بمانند.
درس اخلاقی :
بهترین رابطه این نیست که اشخاص بی عیب و نقص را گردهم می آورد بلکه
آن است هر فرد بیاموزد با معایب دیگران کنارآید و محاسن آنانرا تحسین نماید..
پدر داشت روزنامه می خواند پسر که حوصله اش سر رفته بود پیش پدرش رفت و گفت : پدر بیا بازی کنیم پدر که بی حوصله بود چند تکه از روزنامه که عکس نقشه دنیا بود تکه تکه کرد و به پسرش داد و گفت برو درستش کن . پسر هم رفت و بعد از مدتی عکس را به پدرش داد. پدر دید پسرش نقشه جهان رو کاملاً درست جمع کرده از او پرسید که نقشه جهان رو …از کجا یاد گرفتی؟ پسر گفت : من عکس اون آدم پشت صفحه رو درست کردم .
وقتی آدمها درست بشن دنیا هم درست میشه !
آيا تا بحال به اين موضوع انديشيده ايد که اقتصاد سوادکوه بر چه پايه اي استوار است ؟ اصلا درآمد زايي و توليد دارد ؟ بياييد واقع بين باشيم اگر حقوق بازنشستگان محترم را در نظر نگيريم (مثلا پس از۱۲۰سال آنها) اقتصاد منطقه از کجا تامين مي شود ؟ مسلما مشاغلي مانند پزشکي ، اداري و کاسبي و رانندگی همگي جزو مشاغل خدماتي به حساب مي آيند نه توليدي و درآمد آنها وابسته به درآمد مردم مي باشد و پولي وارد شهر نمي کنند.
کشاورزي و دامداري واشتغال مربوط به آن که تقريبا وجود ندارد.
حال اين سوال را مطرح مي کنيم که مثلا کودکي که الان بدنيا مي آيد 20يا 30 سال ديگرچه سرنوشتي در سوادکوه دارد؟سرمايه پدري ؟ مهاجرت ؟ يا دلخوش به حقوق بازنشستگي پدران خود يا همان مشاغل محدود خدماتي؟ (اگرچه معضل نبوداشتغال و سرمایه و صنایع زیربنایی در حال حاضر نیز وجود دارد امادر آینده حتی سرمایه نیروی انسانی نیز از دست خواهد رفت وبالطبع شهرنشینی وشهرستانی وجود نخواهد داشت)چيزي که هم اکنون در بين جوانان مخصوصا تحصيلکرده ها وجود دارد مهاجرت است و با اين رويه در آينده تعريف سوادکوه بدين صورت است که : سوادکوه منطقه اي است خوش آب و هوا وييلاقي با ويلاهاي بيشمار و مجلل در دامنه هاي کوه (که البته متعلق به سرمايه داران تهراني و شهرهاي ديگر مي باشد ) به همراه عده اي بومي مقيم که اکثرشان پيران سالخورده و جوانان کم سواد مي باشند که در زمستان از ويلاهاي سرمايه داران مراقبت کرده ودر تابستان به فرزندان آنها چيبس و پفک مي فروشند و از سود خوبي که ميبرند خرسندند.

آیا نام محلی این دو ظرف را میدانید؟
اگر میدانید بگویید تا بدانیم!!!
اگرنمیدانید بعدا میگوییم تا بدانید!!!




وقتی به طبیعت نگاه می کنید و یادرآن سیاحت میکنید حتما لذت زیادی میبرید و خداوند را بخاطر این طبیعت تحسین وستایش میکنید.
ولی لازمه این کار چیست ؟ آیا لازمه شکرگذاری از نعمت استفاده درست از آن و حفظ آن نیست ؟
یکی از موهبتهای الهی که در شهر ما وجود دارد رودخانه تالار است که از وسط شهرمان میگذرد و بخش عمده از طبیعت زیبا و هوای مطبوع و وزش باد مرهون وجود این رودخانه است.
حال حداقل وظیفه ما در قبال این لطف و مرحمت چیزی غیر از حفظ حرمت و حریم رودخانه وکثیف نساختن آن است ؟
متاسفانه مشاهده میشود که عده ای راحت طلب و یا ناآگاه هر نوع زباله و حتی تفاله های ساختمانی را در حریم رودخانه رها کرده و با این کار توهین بزرگی به طبیعت و دیگر شهروندان مینمایند....
جا دارد هرکس به نوبه خود این موضوع را به خود ودیگران متذکر شود تا کسی انتقام کم کاری خود ودیگران را از طبیعت نگیرد.


ادامه مطلب

با توجه به تاسیس استانی جدید به نام استان البرز به مرکزیت شهرستان کرج جای این سوال باقیست که محدوده جغرافیایی شهرستان کرج واطراف آن که در جنوب رشته کوه البرز واقع اند آیا میتوانندمعرف و نمایاننده البرز واقعی باشند؟ اصلا البرز را به چه چیزی میشناسند؟ آیا شهرت و ویژگیهای خاص آن بخاطر رشته کوههای به هم چسبیده با پوشش جنگل و مجاورت آن با دریای خزر نیست که این دو به یکدیگر جلوه بخشیده اند ؟ آیا از نگاه مثلا جهانگردی که میخواهد البرز را بشناسد این استان میتواند تداعی کننده و نمایاننده البرز واقعی باشد؟ اصلا وجه تسمیه این استان به این نام چیست ؟ آیا بعدا میتوان گفت که استان البرز اینجاست ولی ربطی به رشته کوه البرز ندارد و البرز واقعی در خارج از استان است ؟
اگر پذیرای این مطلب هستید این مطلب را منتقل نمایید تا شاید موثر افتد حداقل برای عبرت آینده در تصمیم گیریها

باتوجه به اینکه رقم اول کد تلفن تمام شهرهای یک استان با هم یکسان است(مثلا ساری ۰۱۵۱،سوادکوه ۰۱۲۴) و رقم اول کد در بین دو یا چند استان مجاور نیز یکسان است با دیدن یک شماره تلفن ۱۰ رقمی میتوان حدس زد که آن شماره حدودا متعلق به کدام استان است.
مثلا اگررقم اول کدی عدد ۱ باشدنتیجه میگیریم که این شماره یا متعلق به استان مازندران است یا گیلان.ویا رقم اول ۵ متعلق به استان های خراسان وسیستان وبلوچستان است ......
البته این موضوع در مورد رقم سوم شماره موبایل نیز صادق است.(....۰۹۱۲،تهران)
در تصویر زیر نقشه ایران را با مشخص نمودن رقم اول کد هراستان میبینید....


فروش انواع شارژ ،صنعتی جدید محصول تجارت الکترونیک وابسته به صنعت ارتباطات با یک ویژگی منحصر بفرد، و اون اینکه دایره اشتغالزایی اون ظاهرا نامحدوده از بقالی و قصابی گرفته تا اونجا که داروخانه را هم مشغول خدمت به این صنعت برقراری ارتباطات دیدیم البته مغازه الکتریکی حداقل یک شباهت اسمی داره.......!!! .
استقبال مردم ومسئولین ازاین مراسم با توجه به برگزاری آن دریک روزغیر تعطیل واولین بار بودن آن به نسبت خوب بود.
اجرای برنامه هابصورت مختصر ومفید صورت گرفت والبته نکته مهم ،نفس اجرای این مراسم وایده برگزاری چنین همایشی بود که بسیارارزشمند بود که ایرادات جزئی وقابل حل اجرای آن اصلا به حساب نمیآید.
حال پربارتر شدن این برنامه ها مربوط به این است که ابتدا ماخود ارزش آن را درک کرده وسپس با عملکرد خود، مسئولین ومتخصصان را نسبت به اهمیت ونقش عرصه عظیم اینترنت ووبلاگ نویسی در جهت دهی افکار وروشنگری عام وخاص درهرموضوعی آگاه سازیم چرا که تاثیر وبلاگها اگر بیشتر از مطبوعات ومجلات نباشد کمتر از آن هم نیست .
پیشنهادات وچشم اندازها :
۱.تعامل بیشتر وبلاگ نویسان درداخل وخارج حیطه خود ،
۲.توجه خاص به وبلاگهای سوادکوه نویس (به تمام دوستان پیشنهاد میدهم علاوه بروبلاگ تخصصی خود
یک وبلاگ سوادکوهی نیز داشته باشند ) ،
۳.دسته بندی تخصصی وبلاگ نویسان وگروه بندیها(جهت دسترسی دقیق وسریع به اطلاعات واطلاع رسانی به همدیگر)
۴.راه اندازی یک سایت مجزا بعنوان مرکز ثقل وبلاگها وتاسیس کارگروه و رومینگهای تخصصی وا تاق پرسش.


ادامه مطلب
زندگی یعنی اعتقاد وجهاد .
مرگ سرخ به ز زندگی ننگین .
اگردین ندارید لا اقل آزاد مرد باشید.
از دست دادن دوستان غربت وتنهایی است .
نرم باش ولی ناتوان مباش ،سخت باش ولی درشت وخشن مباش .
سخن خوب وپسندیده بگویید تا جواب زیبا ومطلوب بشنوید.
وقتی پای لذات وشهوات به میان آید ،میزان تقوای اشخاص معلوم میشود .
بزرگترین گناه شرک به خدا و ستم برپدر ومادر است.
یاد خدا شفا بخش دلها ،نیرو بخش خردها وسرمایه هرفرد با ایمان است .
هرگز به افراد پست اعتماد مکن زیرا ترا به خواری وذلت می افکنند .
در این پست ،چند عکس ماهواره ای از نماهای مختلف از سوادکوه را قرار داده ایم.
*در عکس زیربه موقعیت سوادکوه نسبت به دیگر شهرهای استان واقلیم جنگلی آن توجه نمایید .
*عکس ماهواره ای از شهرستان سوادکوه .

*آیا میتوانید روستای خود را در عکس زیر بیابید.

*نکته جالب توجه درعکسهای فوق ،قرارگرفتن شهر زیراب در بین کوهها تاشعاع چند کیلومتری است وبه همین دلیل است که جلال آل احمد نویسنده معاصر در یکی از دو داستان خود که درمورد زیراب نوشته است (که البته مایه مباهات است) از زیراب با نام دره زیراب نام برده است .
![]()
![]()

ادامه مطلب
خوشبختانه توفیقی نصیبم شد تا سفری به شهر یزد داشته باشم یکی از مکانهای مورد بازدید آتشکده زرتشتیان بود که در آن آتشدانی قرار داشت که آتش درون آن از دوره زرتشتیان تا بحال روشن مانده است.(البته فقط آتش آن ،با رساندن سوخت هیزم ) در نمایشگاه آثار زرتشتیان در آنجا لوحی قرار داشت که اسامی ماه های زرتشتیان که سی ماه در سال بود با معانی فارسی آن نوشته شده بود جالب اینجاست که اسامی ۱۲ماه شمسی خودمان برگرفته از ماه های زرتشتیان است که من در ادمه معانی آنها را ذکر میکنم :
فروردین : فروهر، نیروی پیشرفت مهر : دوستی،محبت ، پیمان
اردیبهشت : بهترین پاکی و راستی آبان : آبها
خرداد :رسائی ،شادی آذر : آتش ، فروغ
تیر : ستاره باران دیبآدر (دی):آفریدگار
امرداد : بی مرگی ،جاودانی بهمن : اندیشه نیک
شهریور : شهریاری نیرومند سپندارمزد (اسفند): فروتنی ،مهر پاک
نفر اول آقای مهدی تقوی (نفر برتر انتخابی المپیک و شانس اول حضور در المپیک پکن)
نفر دوم آقای سعید داداشپور که هر دو بومی وساکن منطقه سوادکوه میباشند.
جا دارد که از اینجا این موفقیت را به این پهلوانان .خانواده آنها و همه سوادکوهی های عزیز تبریک گفته و امیدواریم که این قهرمانی ها مایه انگیزه و نشاط و ایجاد حرکت به سوی گسترش ورزش درسطح عامه مردم ورزش دوست وان شاءالله ورزشکار سوادکوهی قرار گیرد.
البته مردم سوادکوه به دلیل موقعیت جغرافیایی وشیوه زندگی سنتی در طبیعت در نسلهای گذشته عموما از فیزیک بدنی بالا و پتانسیل جسمانی و ورزشی خاصی بهره مندند میباشند نظر شما چیست؟
مسئولین بخوانند مردم بدانند
متاسفانه باید به استحضار برسانیم که تنها سی درصد از پرسنل شهرک صنعتی و ناحیه صنعتی سوادکوه نیروهای بومی می باشند.
این در حالی است که احداث این شهرکها امتیازی است ازطرف دولت در جهت پیشرفت مناطق محروم که برای مردم منطقه در نظر گرفته شده است وسرمایه گذاران در آن از امتیازاتی خاص نظیر وامهای میلیاردی بابهره اندک ، زمینهای ارزان قیمت، معافیتهای مالیاتی، حمایت از تولیدات ،حمایت بنگاه های اقتصادی و سایر حمایتهای دولتی و غیردولتی بهره مندند و در عین حال امتیازات خاص جغرافیای منطقه سوادکوه مانند مجاورت با جاده اصلی وترانزیت،دسترسی به راه آهن ،نزدیکی به تهران ومرکز استان و آب وهوای معتدل را باید به آن افزود .
حال که مردم منطقه از بضاعت کافی در جهت سرمایه گذاری برخوردار نمیباشند و امکان اشتغال آنها جز درقسمتهای سخت کاری امکان پذیر نمی باشد باید پرسید نحوه فعالیت این کارخانجات که فلسفه ایجاد آنها اشتغال خود مردم منطقه است چیزی جز فرصت سوزی وغارت امتیازات تخصیص یافته برای مردم منطقه است ؟
این در حالی است که جوانان منطقه از یک سو خود با معضل بیکاری دست به گریبان بوده واز سوی دیگر از هر گونه امکانات وخدمات رفاهی و تفریحات سالم ( حتی بضاعت کافی برای یک مسافرت خانوادگی ) و یا هرگونه امکاناتی در رشد و بهره مندی از استعدادهای خدادادی خود نیز بی بهره اند .برآیند این دو موضوع معضلات فردی واجتماعی بیشماری است مانند بزهکاری .اعتیاد.فقر .فساد. هدر رفتن فرصت جوانی .مهاجرت جوانان و خانواده ها. کاهش سلامت روان و.... .
با این اوصاف انتظار میرود که مردم .مسئولین ونمایندگان منطقه با کنار گذاشتن اختلافات فردی وقومی وقبیله ای در درون و ترک تنها اندیشیدن به منافع وارتقا مقام وموقعیت خود در بیرون به رسالت و وظیفه خطیر خود که برای آن انتخاب شده اند بپردازند تا زمینه های رشد و کمال فردی واجتماعی را برای خود ومردم و حتی نسل آینده را فراهم سازند .ان شاء الله .واین امر مستلزم همت بلند وشجاعت وشهامت خاص ودر عین حال منطق وتدبیر و اندیشه است که همه اینها بالحق در ذات هر سوادکوهی وجود دارد.
http://www.petitiononline.com/sos02082/petition-sign.html
ضمنا تا این لحظه 530325 نفر(شماره نظرمن) دراین نظر سنجی شرکت نموده اند .شما هم بشتابید تا ارادت معنوی خود رانسبت به میهن وتاریخ وطن خود ایران را ابراز دارید.
این آدرس یا وبلاگ را برای تمامی دوستان باغیرت خود بفرستید.
خبر آمد خبری در راه است سرخوش آن دل که از آن آگاه است
شاید این جمعه بیاید...شاید پرده از چهره گشاید...شاید
دست افشان...پای کوبان می روم بر در سلطان خوبان می روم
می روم بار دگر مستم کند بی سر و بی پا و بی دستم کند
می روم کز خویشتن بیرون شوم در پی لیلا رخی مجنون شوم
هر که نشناسد امام خویش را بر که بسپارد زمان خویش را
با همه لحظه خوش آواییم در به در کوچه ی تنهاییم
ای دو سه تا کوچه ز ما دورتر نغمه ی تو از همه پر شور تر
کاش که این فاصله را کم کنی محنت این قافله را کم کنی
کاش که همسایه ی ما می شدی مایه ی آسایه ی ما می شدی
هر که به دیدار تو نایل شود یک شبه حلال مسائل شود
دوش مرا حال خوشی دست داد سینه ی ما را عطشی دست داد
نام تو بردم لبم آتش گرفت شعله به دامان سیاوش گرفت
نام تو آرامه ی جان من است نامه ی تو خط اوان من است
ای نگهت خاست گه آفتاب در من ظلمت زده یک شب بتاب
پرده برانداز ز چشم ترم تا بتوانم به رخت بنگرم
ای نفست یارومدد کار ما کی و کجا وعده ی دیدار ما
دل مستمندم ای جان به لبت نیاز دارد به هوای دیدن تو هوس حجاز دارد
به مکه آمدم ای عشق تا تو را بینم تویی که نقطه ی عطفی به اوج آیینم
کدام گوشه ی مشعر کدام گوشه ی منا
به شوق وصل تو در انتظار بنشینم
ای زلیخا دست از دامان یوسف بازکش تاصبا پیراهنش را سوی کنعان آورد
ببوسم خاک پاک جمکران را تجلی خانه ی پیغمبران را
خبر آمد خبری در راه است سر خوش آن دل که ار آن آگاه است
شاید این جمعه بیاید...شاید
پرده از چهره گشاید...
شاید
ادامه مطلب

