باتوجه به اینکه رقم اول کد تلفن تمام شهرهای یک استان با هم یکسان است(مثلا ساری ۱۵۱،سوادکوه ۱۲۴) و رقم اول کد در بین دو یا چند استان مجاور نیز یکسان است با دیدن یک شماره تلفن ۱۰ رقمی میتوان حدس زد که آن شماره حدودا متعلق به کدام استان است.
مثلا اگررقم اول کدی عدد ۱ باشدنتیجه میگیریم که این شماره یا متعلق به استان مازندران است یا گیلان.ویا رقم اول ۵ متعلق به استان های خراسان وسیستان وبلوچستان است ......
البته این موضوع در مورد رقم سوم شماره موبایل نیز صادق است.(....۹۱۲،تهران)
در تصویر زیر نقشه ایران را با مشخص نمودن رقم اول کد هراستان میبینید....


فروش انواع شارژ ،صنعتی جدید محصول تجارت الکترونیک وابسته به صنعت ارتباطات با یک ویژگی منحصر بفرد، و اون اینکه دایره اشتغالزایی اون ظاهرا نامحدوده از بقالی و قصابی گرفته تا اونجا که داروخانه را هم مشغول خدمت به این صنعت برقراری ارتباطات دیدیم البته مغازه الکتریکی حداقل یک شباهت اسمی داره.......!!! .
استقبال مردم ومسئولین ازاین مراسم با توجه به برگزاری آن دریک روزغیر تعطیل واولین بار بودن آن به نسبت خوب بود.
اجرای برنامه هابصورت مختصر ومفید صورت گرفت والبته نکته مهم ،نفس اجرای این مراسم وایده برگزاری چنین همایشی بود که بسیارارزشمند بود که ایرادات جزئی وقابل حل اجرای آن اصلا به حساب نمیآید.
حال پربارتر شدن این برنامه ها مربوط به این است که ابتدا ماخود ارزش آن را درک کرده وسپس با عملکرد خود، مسئولین ومتخصصان را نسبت به اهمیت ونقش عرصه عظیم اینترنت ووبلاگ نویسی در جهت دهی افکار وروشنگری عام وخاص درهرموضوعی آگاه سازیم چرا که تاثیر وبلاگها اگر بیشتر از مطبوعات ومجلات نباشد کمتر از آن هم نیست .
پیشنهادات وچشم اندازها :
۱.تعامل بیشتر وبلاگ نویسان درداخل وخارج حیطه خود ،
۲.توجه خاص به وبلاگهای سوادکوه نویس (به تمام دوستان پیشنهاد میدهم علاوه بروبلاگ تخصصی خود
یک وبلاگ سوادکوهی نیز داشته باشند ) ،
۳.دسته بندی تخصصی وبلاگ نویسان وگروه بندیها(جهت دسترسی دقیق وسریع به اطلاعات واطلاع رسانی به همدیگر)
۴.راه اندازی یک سایت مجزا بعنوان مرکز ثقل وبلاگها وتاسیس کارگروه و رومینگهای تخصصی وا تاق پرسش.
ادامه مطلب
زندگی یعنی اعتقاد وجهاد .
مرگ سرخ به ز زندگی ننگین .
اگردین ندارید لا اقل آزاد مرد باشید.
از دست دادن دوستان غربت وتنهایی است .
نرم باش ولی ناتوان مباش ،سخت باش ولی درشت وخشن مباش .
سخن خوب وپسندیده بگویید تا جواب زیبا ومطلوب بشنوید.
وقتی پای لذات وشهوات به میان آید ،میزان تقوای اشخاص معلوم میشود .
بزرگترین گناه شرک به خدا و ستم برپدر ومادر است.
یاد خدا شفا بخش دلها ،نیرو بخش خردها وسرمایه هرفرد با ایمان است .
هرگز به افراد پست اعتماد مکن زیرا ترا به خواری وذلت می افکنند .
در این پست ،چند عکس ماهواره ای که بوسیله
Google Earth تهیه شده را قرار داده ایم.
*در عکس زیربه موقعیت سوادکوه نسبت به دیگر شهرهای استان واقلیم جنگلی آن توجه نمایید .
![]()
*درعکس زیر متاسفانه امکان گنجاندن شهر آلاشت وجود نداشت .

*آیا میتوانید روستای خود را در عکس زیر بیابید.

*نکته جالب توجه درعکسهای فوق ،قرارگرفتن شهر زیراب در بین کوهها تاشعاع چند کیلومتری است وبه همین دلیل است که جلال آل احمد نویسنده معاصر در یکی از دو داستان خود که درمورد زیراب نوشته است (که البته مایه مباهات است) از زیراب با نام دره زیراب نام برده است .


ادامه مطلب
خوشبختانه توفیقی نصیبم شد تا سفری به شهر یزد داشته باشم یکی از مکانهای مورد بازدید آتشکده زرتشتیان بود که در آن آتشدانی قرار داشت که آتش درون آن از دوره زرتشتیان تا بحال روشن مانده است.(البته فقط آتش آن ،با رساندن سوخت هیزم ) در نمایشگاه آثار زرتشتیان در آنجا لوحی قرار داشت که اسامی ماه های زرتشتیان که سی ماه در سال بود با معانی فارسی آن نوشته شده بود جالب اینجاست که اسامی ۱۲ماه شمسی خودمان برگرفته از ماه های زرتشتیان است که من در ادمه معانی آنها را ذکر میکنم :
فروردین : فروهر، نیروی پیشرفت مهر : دوستی،محبت ، پیمان
اردیبهشت : بهترین پاکی و راستی آبان : آبها
خرداد :رسائی ،شادی آذر : آتش ، فروغ
تیر : ستاره باران دیبآدر (دی):آفریدگار
امرداد : بی مرگی ،جاودانی بهمن : اندیشه نیک
شهریور : شهریاری نیرومند سپندارمزد (اسفند): فروتنی ،مهر پاک
نفر اول آقای مهدی تقوی (نفر برتر انتخابی المپیک و شانس اول حضور در المپیک پکن)
نفر دوم آقای سعید داداشپور که هر دو بومی وساکن منطقه سوادکوه میباشند.
جا دارد که از اینجا این موفقیت را به این پهلوانان .خانواده آنها و همه سوادکوهی های عزیز تبریک گفته و امیدواریم که این قهرمانی ها مایه انگیزه و نشاط و ایجاد حرکت به سوی گسترش ورزش درسطح عامه مردم ورزش دوست وان شاءالله ورزشکار سوادکوهی قرار گیرد.
البته مردم سوادکوه به دلیل موقعیت جغرافیایی وشیوه زندگی سنتی در طبیعت در نسلهای گذشته عموما از فیزیک بدنی بالا و پتانسیل جسمانی و ورزشی خاصی بهره مندند میباشند نظر شما چیست؟
مسئولین بخوانند مردم بدانند
متاسفانه باید به استحضار برسانیم که تنها سی درصد از پرسنل شهرک صنعتی و ناحیه صنعتی سوادکوه نیروهای بومی می باشند.
این در حالی است که احداث این شهرکها امتیازی است ازطرف دولت در جهت پیشرفت مناطق محروم که برای مردم منطقه در نظر گرفته شده است وسرمایه گذاران در آن از امتیازاتی خاص نظیر وامهای میلیاردی بابهره اندک ، زمینهای ارزان قیمت، معافیتهای مالیاتی، حمایت از تولیدات ،حمایت بنگاه های اقتصادی و سایر حمایتهای دولتی و غیردولتی بهره مندند و در عین حال امتیازات خاص جغرافیای منطقه سوادکوه مانند مجاورت با جاده اصلی وترانزیت،دسترسی به راه آهن ،نزدیکی به تهران ومرکز استان و آب وهوای معتدل را باید به آن افزود .
حال که مردم منطقه از بضاعت کافی در جهت سرمایه گذاری برخوردار نمیباشند و امکان اشتغال آنها جز درقسمتهای سخت کاری امکان پذیر نمی باشد باید پرسید نحوه فعالیت این کارخانجات که فلسفه ایجاد آنها اشتغال خود مردم منطقه است چیزی جز فرصت سوزی وغارت امتیازات تخصیص یافته برای مردم منطقه است ؟
این در حالی است که جوانان منطقه از یک سو خود با معضل بیکاری دست به گریبان بوده واز سوی دیگر از هر گونه امکانات وخدمات رفاهی و تفریحات سالم ( حتی بضاعت کافی برای یک مسافرت خانوادگی ) و یا هرگونه امکاناتی در رشد و بهره مندی از استعدادهای خدادادی خود نیز بی بهره اند .برآیند این دو موضوع معضلات فردی واجتماعی بیشماری است مانند بزهکاری .اعتیاد.فقر .فساد. هدر رفتن فرصت جوانی .مهاجرت جوانان و خانواده ها. کاهش سلامت روان و.... .
با این اوصاف انتظار میرود که مردم .مسئولین ونمایندگان منطقه با کنار گذاشتن اختلافات فردی وقومی وقبیله ای در درون و ترک تنها اندیشیدن به منافع وارتقا مقام وموقعیت خود در بیرون به رسالت و وظیفه خطیر خود که برای آن انتخاب شده اند بپردازند تا زمینه های رشد و کمال فردی واجتماعی را برای خود ومردم و حتی نسل آینده را فراهم سازند .ان شاء الله .واین امر مستلزم همت بلند وشجاعت وشهامت خاص ودر عین حال منطق وتدبیر و اندیشه است که همه اینها بالحق در ذات هر سوادکوهی وجود دارد.
http://www.petitiononline.com/sos02082/petition-sign.html
ضمنا تا این لحظه 530325 نفر(شماره نظرمن) دراین نظر سنجی شرکت نموده اند .شما هم بشتابید تا ارادت معنوی خود رانسبت به میهن وتاریخ وطن خود ایران را ابراز دارید.
این آدرس یا وبلاگ را برای تمامی دوستان باغیرت خود بفرستید.
خبر آمد خبری در راه است سرخوش آن دل که از آن آگاه است
شاید این جمعه بیاید...شاید پرده از چهره گشاید...شاید
دست افشان...پای کوبان می روم بر در سلطان خوبان می روم
می روم بار دگر مستم کند بی سر و بی پا و بی دستم کند
می روم کز خویشتن بیرون شوم در پی لیلا رخی مجنون شوم
هر که نشناسد امام خویش را بر که بسپارد زمان خویش را
با همه لحظه خوش آواییم در به در کوچه ی تنهاییم
ای دو سه تا کوچه ز ما دورتر نغمه ی تو از همه پر شور تر
کاش که این فاصله را کم کنی محنت این قافله را کم کنی
کاش که همسایه ی ما می شدی مایه ی آسایه ی ما می شدی
هر که به دیدار تو نایل شود یک شبه حلال مسائل شود
دوش مرا حال خوشی دست داد سینه ی ما را عطشی دست داد
نام تو بردم لبم آتش گرفت شعله به دامان سیاوش گرفت
نام تو آرامه ی جان من است نامه ی تو خط اوان من است
ای نگهت خاست گه آفتاب در من ظلمت زده یک شب بتاب
پرده برانداز ز چشم ترم تا بتوانم به رخت بنگرم
ای نفست یارومدد کار ما کی و کجا وعده ی دیدار ما
دل مستمندم ای جان به لبت نیاز دارد به هوای دیدن تو هوس حجاز دارد
به مکه آمدم ای عشق تا تو را بینم تویی که نقطه ی عطفی به اوج آیینم
کدام گوشه ی مشعر کدام گوشه ی منا
به شوق وصل تو در انتظار بنشینم
ای زلیخا دست از دامان یوسف بازکش تاصبا پیراهنش را سوی کنعان آورد
ببوسم خاک پاک جمکران را تجلی خانه ی پیغمبران را
خبر آمد خبری در راه است سر خوش آن دل که ار آن آگاه است
شاید این جمعه بیاید...شاید
پرده از چهره گشاید...
شاید
ادامه مطلب
|
http://savadkoh237.blogfa.com" target="_blank"> 2khali |
سوادكوه :
وجه تسمیه و تاریخچه :
سوادكوه در دوران مختلف تاریخ،محدؤوده ثابتی نداشته و همواره حدودو مرز آن در اثر عوامل طبیعی، اقتصادی و سیاسی تغییر یافته است. مكشوفات باستان شناسی بهمراه اسناد و مكتوبات تاریخی حاكی از آن است كه سوادكوه از نواحی كهن طبرستان و ایران بوده و انسجام بافت اجتماعی و فرهنگی آن در دوران اساطیری ایران ریشه دارد. این ناحیه همواره در تعیین مسیر تاریخ طبرستان حضور مؤثر داشته و مورد توجه حكام دولت مركزی بوده است. مورخینی مانند ابن اسفندیار تا قبل از قرن دهم هجری قمری آنرا جزئی از ناحیه تپورستان در ایالت فرشوادگر ذكر كرده اند كه از شرق تا جرجان، از غرب تا دیار آذربایجان، از جنوب تا نواحی ری، قومس و دامغان وسعت داشت.
ایالت فرشوادگر كه در آثار مورخینی نظیر استرابون یونانی، ابن اسفندیار، میر ظهیرالدین مرعشی و كتاب اوستا از آن یاد شده تركیبی از واژه های تبری فرش به معنی دشت و جلگه، واد به معنی كوه و گر به معنی دریا ذكر شده است. در برخی دیگر از منابع تاریخی مانند التدوین آمده كه نام قدیم سوادكوه پتشخوارگر و پتشخرگر بوده و فرمانروایان و امرای بسیاری از این منطقه برخاسته و وقایع تاریخی مهمی نظیر ورود و سكونت فریدون پادشاه پیشدادی، پیكار رستم پهلوان مشهور شاهنامه فردوسی با دیوان مازندران و عبور اسكندر مقدونی در جنگ با داریوش سوم آخرین پادشاه هخامنشی در این ناحیه روی داده است.
در روایات شاهنامه فردوسی و اوستا، كتاب دینی پیروان آئین زرتشت آمده است كه سوادكوه در گذشته محل زندگی انسانهای متمدنی بوده كه آئین دیوسنائی داشته و با اشو زرتشت دشمنی می ورزیدند.
واژهائی نظیر دیوا، دی، دوآزرك و دا كه اكنون نیز در زبان بومیان این نواحی رایج می باشد، از آن روزگاران به یادگار مانده است. نشانه هائی نیز از آئین میترائیسم و مهر پرستی در قرون اولیه میلادی و اواسط حكومت پادشاهان ساسانی، در این ناحیه وجود داشت. در زمان یزگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی، حكومت سرزمین سوادكوه به ولاش واگذار و لقب فرشواد جر شاه به او اعطا گردید.
ساكنین این ناحیه بدلیل وضعیت طبیعی منطقه در بدو ورود سپاهیان مسلمان به ایران، سالیان متمادی با آنها و عوامل خلفای اموی مبارزه كرده و حتی تا قرن چهارم هجری بزبان پهلوی سخن می گفته و با خط پهلوی كتابت می كرده اند. كتیبه ای نیز به خط پهلوی ساسانی در بنای باستانی برج لاجیم بر جای مانده مربوط به قرن پنجم هجری قمری است. سرانجام اهالی منطقه با اختیار و تسلط كامل دین جدید را پذیرفته و به اسلام علوی روی آوردند. عده ای از مورخین بهمین دلیل سوادكوه را كوه سیاه معنی كرده و بر این عقیده اند كه اعراب در طی سالها مبارزه با مردم این ناحیه شكست خورده و بدلیل هراس ناشی از هیبت كوههای مرتفع و صعب العبور كه از انبوه درختان بلند و كهنسال پوشیده بوده نام سوادكوه یا كوه سیاه را بر این سزمین نهادند.
در عهد خلافت مأمون خلیفه عباسی، اسپهبد مازیار به جر شاه یا پادشاه كوهستان ملقب گردید. این كوه بخشی از كوههای آپارسن قدیم بود كه در كتاب اوستا او پا میری یسنا خوانده می شد و اكنون نیز همین نام در سوادكوه وجود دارد.
در برخی از اسناد و مكتوبات تاریخی بجای مانده از جمله كتاب التدوین، سوادكوه را همان ناحیه مشهور فرشوادگر دانسته اند كه در آثار مورخین مختلف در طی دوران تاریخی فرشوادگر، پرشخوارگر، پتشخوارگر، پرخواتروس، فرشوادجر، پذشخوارگر نیز خوانده شده است.
درهمین كتاب ذكر شده كه تا زمان حكومت فریدون، ششمین پادشاه پیشدادی ایران، سوادكوه جزء اقطار مازندران در حوزه فرشوادگر بوده و فریدون در ناحیه شیلاب یا تیلاب سوادكوه بزرگ شده است. در كتاب اوستا نیز آمده كه فرشوادگر در جنوب دریای فرا فكرت قرار دارد و تخت گاه دیوان مازنی است.
در تحولات اجتماعی و تاریخی بعد از قرن پنجم تا اواخر قرن سیزدهم هجری قمری نیز همواره نام سوادكوه بعنوان منطقه ای امن و محفوظ مطرح بوده است. بهمین دلیل باید اذعان داشت كه بافت فرهنگی، اجتماعی و تمدن غنی و باستانی این منطقه به سنت دیگر مناطق كشور در طی فراز و نشیبهای تاریخ دچار آسیب كمتری شده است.
نام این منطقه از واژه هند و ایرانی سو، زئو، دئو، گرفته شده كه معادل واژه فارسی روشنائی و واژه عربی صاف است. واژه های شبیه آنها نیز كماكان در گویش و نام اماكن مختلف وجود دارد. واژه سات نیز در اغلب نقاط مازندران بجای واژه صاف و روشن بكار می رود. در سوادكوه نیز در نام روستای سات روآر، مرتع سوته، رودخانه ذبیر و در زیرآبو سئو رویا آب روشن، فرمانهای مختلف این واژه باستانی دیده می شود.
درحال حاضر نیز اهالی منطقه كوههای صاف و عاری از درخت را ساكو می خوانند كه مخفف كلمه سات كوه یا كوه صاف می باشد.
عده ای نیز بر این عقیده اند كه نام سوادكوه از كوه سوات گرفته شده كه در جنوب شرقی روستای چرات در دهستان ولوچی واقع شده و در ارتفاعات آن آثاری از تمدن قدیم مشاهده می شود كه احتمالا بدلیل استقرار حاكمان قدیم سوادكوه بر جای مانده است.
با توجه به اینكه واژه سات با دگرگونی واژه سئو یا دئو پدید آمده و به معنی صاف روشن در جملات بكار می رود بهتر آن است كه نام سوادكوه را بر گرفته از واژه سات كوه یا كوه صاف و بدون درخت بدانیم. در حال حاضر نیز واژه های سات روآر به معنی آب زلال و روشن، سئو دركا به معنی زلال و صاف، ذیب لا به معنی روشن و در گویش بومیان منطقه بكار می رود.
عده ای از محققین نیز معقدند كه نام سوادكوه با تغییر واژه كهن فرشوادگر به فرشواد كوه سپس تبدیل آن به سوادكوه پدید امده است.
در بر خی از اسناد و كتب تاریخی اسامی دیگری مانند قارن كوه، شروین كوه، جبال شروین و كولاچی نیز برای این نا حیه بكار رفته است. میرظهیرالدین مرعشی نیز در میان وقایع تاریخی قرن هشتم هجری قمری آن را گلابی نامیده كه علت آن معلوم نیست.
محمد بن على ترمذى، از عالمان ربانى و دانشمندان عارف مسلك بود . در عرفان و طريقت، به علم بسيار اهميت مىداد؛ چنان كه او را ((حكيم الاولياء )) مىخواندند. در جوانى با دو تن از دوستانش، عزم كردند كه به طلب علم روند . چارهاى جز اين نديدند كه از شهر خود، هجرت كنند و به جايى روند كه بازار علم و درس، در آن جا گرمتر است . محمد، به خانه آمد و عزم خود را به مادر خبر داد. مادرش غمگين شد و گفت:اى جان مادر!من ضعيفم و بىكس و تو حامى من هستى؛ اگر بروى، من چگونه روزگار خود را بگذرانم . مرا به كه مىسپارى؟ آيا روا مىدارى كه مادرت تنها و عاجز بماند و تو دانشمند شوى؟ از اين سخن مادر، دردى به دل او فرود آمد . ترك سفر كرد و آن دو رفيق، به طلب علم از شهر بيرون رفتند. مدتى گذشت و محمد همچنان حسرت مىخورد و آه مىكشيد .روزى در گورستان شهر نشسته بود و زار مىگريست و مىگفت: (( من اين جا بىكار و جاهل ماندم و دوستان من به طلب علم رفتند . وقتى باز آيند، آنان عالماند و من هنوز جاهل .)) ناگاه پيرى نورانى بيامد و گفت: ((اى پسر!چرا گريانى؟ )) محمد، حال خود را باز گفت . پير گفت: ((خواهى كه تو را هر روز درسى گويم تا به زودى از ايشان در گذرى و عالمتر از دوستانت شوى؟ )) گفت: (( آرى، مىخواهم .)) پس هر روز، درسى مىگفت تا سه سال گذشت . بعد از آن معلوم شد كه آن پير نورانى، خضر (ع) بود و اين نعمت و توفيق، به بركت رضا و دعاى مادر يافته است . - گزيده تذكرة الاولياء، دكتر محمد استعلامى،
كرامات آسياب
روزى شيخ ابوسعيد با جمعى از دوستان و ياران خود به در آسيابى -آسياب، محلى است كه در آن جا گندم را آرد مىكنند . در آن زمانها، آسيابها با نيروى آب يا باد كار مىكرد . بدين گونه كه دو سنگ بزرگ و گرد را بر روى هم مىگذاشتند و گندم را ميان آن دو مىريختند.وقتى سنگ بالايى به نيروى آب يا باد مىچرخيد، گندم را خرد و آرد مىكرد. ? رسيدند . شيخ اسب خود را بازداشت و ساعتى توقف كرد. پس خطاب به ياران گفت: ((همراهان!مانند اين آسياب باشيد كه درشت (گندم ) مىستاند و نرم (آرد) باز مىدهد و گرد خود طواف مىكند تا- درشت مىستاند و نرم باز مىدهد، يعنى اگر شما هم سخن درشت و تلخ و تند از كسى شنيديد، به او نرم و نازك پاسخ دهيد؛ مانند آسياب . ? آنچه سزاوار نيست، از خود براند . )) - برگرفته از: اسرار التوحيد،
- آن هم تويى
خواجه مظفر از عالمان خراسان بود و اعتقادى به شيخ ابوسعيد نداشت. روزى در جمعى گفت: ((كار ما با شيخ ابوسعيد آن چنان است كه پيمانه با ارزن. يك دانه، شيخ ابوسعيد باشد و باقى منم .)) مريدى از مريدان-يعنى اگر ابوسعيد را با من بسنجند، او مانند يك دانه ارزن در يك پيمانه است و باقى پيمانه منم. ? شيخ آن جا حاضر بود . چون سخن خواجه مظفر را شنيد، برخاست و پيش شيخ آمد و آنچه از خواجه مظفر شنيده بود، باز گفت . شيخ گفت برو و با خواجه مظفر بگوى كه آن يك دانه هم تويى، ما هيچ چيز نيستيم. - اسرار التوحيد،
نقشه سوادکوه :
یک عکس از پل ورسک:

این هم یک عکس تاریخی از رضا شاه :

سری میزنیم به طبیعت سوادکوه:

این هم یکی دیگه:
یک آبشار در شیرگاه:

سلام
به خطه سرسبز سوادکوه خوش آمدید
سعی ما بر این است تا با کمک شما دوستان به معرفی ونمایش مناطق زیبا وسرسبز سوادکوه وفرهنگ وسنن سوادکوه واخبار آن بپردازیم .
همچنین امیدواریم تریبونی باشد برای بیان مشکلات و نظرات شما عزیزان.
این وبلاگ را متعلق به خود دانسته ومارا از نظرات خود بهرهمند فرمایید.منتظرتان هستیم ......

